از هندل زدن تا اینترنت ۵G؛ داستان جذاب تلفن و سیمکارت در ایران!
سلام به همراهان همیشگی بنیکوپولو! امروز میخواهیم سوار ماشین زمان شویم و به روزهایی سفر کنیم که برای یک تماس ساده باید هندل میچرخاندیم یا برای خرید یک سیمکارت، به اندازه پول یک ماشین هزینه میکردیم! داستان ارتباطات در ایران، پر از اتفاقات جالب، نوستالژیهای شیرین و پیشرفتهای حیرتانگیز است. بیایید با هم این تاریخچه جذاب را ورق بزنیم.
- بخش اول: تلفن ثابت؛ از کاخ شاه تا خانههای ما
- ۱. سلامِ اول؛ تلفن وارد ایران میشود!
اولین باری که صدای یک انسان از طریق سیم در ایران منتقل شد، به حدود سال ۱۲۶۵ شمسی (دوره ناصرالدینشاه قاجار) برمیگردد. اولین خط تلفن ایران، کاخ گلستان (محل اقامت شاه) را به عمارت شمسالعماره و بعداً به ماشینخانه (ایستگاه راهآهن شاهعبدالعظیم) متصل میکرد. جالب است بدانید که در آن زمان، مردم عادی اصلاً نمیدانستند این وسیله عجیب چیست!
۲. تلفنهای هندلی و اپراتورهای صبور
در اوایل کار، تلفنها شمارهگیر نداشتند! شما باید یک دسته (هندل) را میچرخاندید تا به «مرکز تلفن» وصل شوید. در آنجا، یک اپراتور (که معمولاً خانم بود) جواب میداد و شما میگفتید: «لطفاً مرا به منزل آقای فلانی وصل کنید.» اپراتور هم با جابهجا کردن سیمها روی یک صفحه بزرگ، ارتباط را برقرار میکرد.
۳. کیوسکهای زرد و سکههای دوزاری!
دهههای ۶۰ و ۷۰ شمسی، دوران طلایی کیوسکهای تلفن عمومی بود. اتاقکهای زردرنگی که در هر محلهای پیدا میشدند و همیشه یک صف طولانی جلوی آنها بود. سکههای دوزاری (دو ریالی) و بعداً ۵ تومانی، بلیط ورود شما به دنیای ارتباطات بودند. بعدها این کیوسکها کارتخور شدند و «کارت تلفن» به یکی از وسایل ضروری در جیب هر ایرانی تبدیل شد. یادش به خیر که گاهی با ترفندهایی (مثل زدن لاک روی چیپ کارت!) سعی میکردیم اعتبار آن را حفظ کنیم!
- بخش دوم: سیمکارت و موبایل؛ از آجرهای لوکس تا دنیای هوشمند
- ۱. تولد موبایل در ایران؛ سال ۱۳۷۳
داستان تلفن همراه در ایران از سال ۱۳۷۳ (با برند شرکت مخابرات ایران که بعدها همراه اول نامیده شد) آغاز شد. اولین موبایلها شبیه به یک پارهآجر بودند! سنگین، بزرگ و البته با آنتنهای بلند.
۲. سیمکارت یا طلا؟ مسئله این است!
شاید امروز با چند هزار تومان بتوانید یک سیمکارت بخرید، اما در سالهای اول (حدود سالهای ۱۳۷۳ تا ۱۳۸۰)، داشتن سیمکارت یک کالای به شدت لوکس و لاکچری محسوب میشد. قیمت سیمکارت در بازار آزاد گاهی به بالای ۲ یا ۳ میلیون تومان میرسید! (دقت کنید که در آن سالها با این پول میشد یک خودروی پیکان صفر کیلومتر یا حتی یک آپارتمان کوچک خرید!).
۳. جادوی پیششماره ۰۹۱۲
پیششماره ۰۹۱۲ (مخصوصاً کدهای ۱ و ۲) هنوز هم در ایران یک نماد پرستیژ و اعتبار است. در آن زمان، داشتن موبایل به قدری خاص بود که برخی افراد موبایل خاموش یا حتی ماکت موبایل را به کمر خود میبستند تا نشان دهند آدمهای مهمی هستند!
۴. انقلاب سیمکارتهای اعتباری و پیامک (SMS)
با ورود سیمکارتهای اعتباری (ابتدا توسط تالیا در اوایل دهه ۸۰ و سپس ایرانسل در سال ۱۳۸۵)، انحصار شکسته شد و موبایل در دسترس همه مردم، بهویژه جوانان قرار گرفت. ایرانسل با سیمکارتهای ارزان (و گاهی طرحهای یکی بخر دو تا ببر!) بازار را متحول کرد.
همزمان، تب «اساماس» (SMS) یا پیامک بالا گرفت. در آن دوران که اینترنت موبایل مثل امروز نبود، فوروارد کردن جوکها و پیامهای تبریک عید، بزرگترین سرگرمی دیجیتال ایرانیها بود و در شبهای عید، شبکه پیامکی کشور به دلیل حجم بالای ارسالها قفل میکرد!
۵. ورود اینترنت به موبایلها (از GPRS تا ۵G)
نسلهای اول اینترنت موبایل (مثل GPRS شرکت ایرانسل) سرعت بسیار پایینی داشتند و فقط برای باز کردن متن کاربرد داشتند. اما با ورود رایتل (اولین ارائهدهنده نسل سوم یا ۳G) و سپس ارتقای شبکه توسط همراه اول و ایرانسل به ۴G و حالا ۵G، دنیای ارتباطات ما کاملاً زیر و رو شد و به شکلی درآمده که امروز بدون اینترنت موبایل، زندگی تقریباً غیرممکن به نظر میرسد.
سخن پایانی برای بنیکوپولوییها
از روزی که ناصرالدینشاه برای اولین بار در گوشی تلفن صحبت کرد تا امروز که با یک گوشی چند گرمی، با کیفیتی بینظیر با آن سوی دنیا تماس تصویری میگیریم، راه درازی طی شده است. هر کدام از این دورهها پر از خاطرات تلخ و شیرین است. شما کدام یک از این دورهها را به یاد دارید؟ آیا تا به حال از تلفنهای سکهای زردرنگ استفاده کردهاید؟ خاطرات خود را در بخش نظرات با ما و دیگر خوانندگان بنیکوپولو به اشتراک بگذارید!
